خیلی ایران ماشین ایرانی سینمای بدلکاری

خیلی: ایران ماشین ایرانی سینمای بدلکاری سینمایی بدلکاران اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی شبکه‌های اجتماعی، انحصار را شکسته‌اند / انحصار موجب می‌شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد ، سیدحسن خمینی

تاریخ، تاریخ فرمانروایان است و تاریخ دردمندان نیست. ما افتخار می کنیم به دنیا گشایی هایی که می خوانیم. فقط فتح نامه ها را می خوانیم و هیچ وقت متوجه نمی شویم زیر

شبکه‌های اجتماعی، انحصار را شکسته‌اند / انحصار موجب می‌شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد ، سیدحسن خمینی

سیدحسن خمینی: شبکه های اجتماعی، انحصار را شکسته اند / انحصار موجب می شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد

عبارات مهم : ایران

سیدحسن خمینی:

شبکه های اجتماعی، انحصار را شکسته اند / انحصار موجب می شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد / هنگامی که انحصار به خرد جمعی برسد، وقت رشد هیتلرها و صدام ها فراهم نمی شود

تاریخ، تاریخ فرمانروایان است و تاریخ دردمندان نیست. ما افتخار می کنیم به دنیا گشایی هایی که می خوانیم. فقط فتح نامه ها را می خوانیم و هیچ وقت متوجه نمی شویم زیر سم اسب این فرمانروای ایرانی یا رومی چه خانواده ها از بین رفته اند. اگر اینها را بدانیم، شاید دیگر هیچ وقت به عنوان نمونه به حمله نادر به هند افتخار نکنیم و حتی سرافکنده شویم.

سیدحسن خمینی یادگار امام اظهار داشت: شبکه های اجتماعی، انحصار را شکسته اند.انحصار موجب می شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد ولی هنگامی که به خرد جمعی برسد، وقت رشد هیتلرها و صدام ها فراهم نمی شود

شبکه‌های اجتماعی، انحصار را شکسته‌اند / انحصار موجب می‌شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد ، سیدحسن خمینی

به گزارش گزینش ؛ متن کامل سخنان آیت الله سید حسن خمینی در دیدار دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر در زیر می آید:

بسیار خوشحال کننده است که ظرفیت مناسبی جهت برگزاری جشنواره جهانی فجر فراهم شده است هست. به این فکر می کردم که دنیا چقدر عوض کردن کرده هست؛ روزگاری جهت اینکه بدانیم به عنوان نمونه در مصر چه می گذرد باید حتما آسوشیتدپرس، تاس، رویترز و فرانس پرس گزارش می کردند تا خبردار شویم. به یاد دارم وقت جنگ تلاش بر این بود که خبرگزاری جمهوری اسلامی رشد کند و هزینه هنگفتی باید صرف می شد که ممکن نبود. به تدریج سی ان ان همه خبرگزاری ها را به محاق برد و حرف اول تولید خبر را می زد ولی گذشت وقت و پیشرفت امکانات موجب شد این اهمیت از بین برود و رواج سخت افزارهای بسیار راحت در دنیای غیرانگلیسی موجب شد همه مردم و فکرها و شبکه های متفاوت تلویزیونی، سی ان انی جهت خود درست کنند و امروز شبکه های اجتماعی، تلویزیون ها را کنار گذاشته و به افراد اجازه داده هر یک جهت خود امثال سی ان ان داشته باشند و در واقع امکانی را که زمانی، یک دولت نمی توانست فراهم کند، امروز اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … فراهم کرده اند.

تاریخ، تاریخ فرمانروایان است و تاریخ دردمندان نیست. ما افتخار می کنیم به دنیا گشایی هایی که می خوانیم. فقط فتح نامه ها را می خوانیم و هیچ وقت متوجه نمی شویم زیر

امروز مورد نیاز نیست دولت ها جهت انتقال اطلاعات اقدام کنند و اشخاص، خود گزینش کننده هستند و به نظرم در مجموع سخت افزارها، دنیا را به جای بهتری تبدیل کرده اند. شبکه های اجتماعی، انحصار را شکسته اند. انحصار موجب می شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد ولی هنگامی که به خرد جمعی برسد، وقت رشد هیتلرها و صدام ها فراهم نمی شود و یک اپلیکیشن گوشی ممکن است از ده ها شبکه تلویزیونی جلوتر باشد. در این شرایط دیگر مهم نیست که شما حرفتان را کجا بزنید، مهم این است که چه حرفی جهت گفتن دارید.

روزگاری مهم این بود که چه کسی مالک بلندگوست ولی امروز بلندگو دست همه است و مهم این است که حرف چیست و اگر حرف داشته باشید، همه می شنوند و این خدمتی است که تکنولوژی به بشریت کرده هست؛ اگرچه ممکن است حرف ها بین صدها حرف دیگر گم شوند و این اشکال وجود دارد.

آنچه راجع به فضای رسانه گفتم راجع به فیلم و سینما هم صادق هست؛ سابق بر این چند کمپانی بزرگ بودند که فیلمساز باید در خدمت آنها می بود ولی امروز یک ایده خوب می تواند با ابزارهای راحت با کمپانی های بزرگ مسابقه کند؛ اگرچه هنوز تکنیک ها دست سرمایه گذاران و کمپانی های بزرگ است ولی اگر ایده ی انسان گرایانه وجود داشته باشد می تواند با همین دستگاه ها و تکنیک های ساده، حرف خود را در دنیا مطرح کند.

شبکه‌های اجتماعی، انحصار را شکسته‌اند / انحصار موجب می‌شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد ، سیدحسن خمینی

سینمای کشور عزیزمان ایران بعد از انقلاب را سینمای انسان گرایانه می نامند و من فکر می کنم سینمای ایران، سینمای بیان درد انسان معاصر هست. اگر سینما به این سمت برود که بتواند درد انسان سرنوشت خود را بیان کند، تعریف خوبی جهت جدا شدن از فیلم فارسی خواهد بود. این سینما، سینمای درد محور است و شیرین نیست و نباید هم باشد؛ فیلم باید زمینه همذات پنداری ایجاد کند و انسان را به فکر وادارد.

سینمای کشور عزیزمان ایران از این جهت جالب است و در دنیا دیده می شود که بیان درد انسان سرنوشت خود است و یکی از بزرگترین دردهای انسان، درد تنهایی انسان معاصر است و جواب آن را هم می توانیم در سنت خود و بشریت پیدا کنیم لذا سینمای ما با مدرنیته نمی جنگد ولی نقدش می کند، ضمن اینکه می خواهد آثارش را بپذیرد ولی درد حاصل از آن را با پذیرش همه خوبی هایش به تصویر می کشد.

تاریخ، تاریخ فرمانروایان است و تاریخ دردمندان نیست. ما افتخار می کنیم به دنیا گشایی هایی که می خوانیم. فقط فتح نامه ها را می خوانیم و هیچ وقت متوجه نمی شویم زیر

سینمای ایران، رجوعی به خصلت ها و کرامت ها و اخلاق انسانی و اشتراکات بشریت در روحیه های تفاوت دارد و همین، سینمای کشور عزیزمان ایران را جالب می کند؛ سینمای انسان گرایِ مبلّغِ اخلاق در مسیر زدودن زحمت هایی که بشر در سرنوشت خود با آن مواجه هست. در اینجا نقش دین نیز پررنگ هست؛ دینی که به کمک انسان می آید و انسان را از جامعه دور نمی کند و دینی که عرفان را در دورن خود دارد، دین مرنج و مرنجان و دیگران را دوست بدار و آن جلوه های لطیف دین که می تواند خود را نشان بدهد.

سینمای ما به واسطه اینکه دارای گفتمان تازه است و سینمای تکنیک محور و بازیگر محور و دوربین محور نیست بلکه فیلمنامه و کارگردان محور هست، خبر دارد و این خبر است که جذابش می کند. سینمای ما در مواردی ضعف های شدیدی هم دارد ولی دست روی نقطه ای می گذارد که درد امروز بشریت است یعنی جایی را به شما نشان می دهد که آنجا نقطه ایست که باید راجع به اش تامل کنید.

شبکه‌های اجتماعی، انحصار را شکسته‌اند / انحصار موجب می‌شود میل شخصی بر عقل غلبه بیابد ، سیدحسن خمینی

کارهای بزرگ سینمای ایران، کارهایی نیست که به جنگ تکنیک هالیوود می رود بلکه جایی است که دست گذاشته روی درد بشریت. این است که جذابیت ایجاد می کند.

مرکز ثقل اخلاق، تخیل است و مرکز ثقل بی اخلاقی، توهم هست. توهم یعنی اینکه فرد خود را محور عالم بداند و هر چه به او نزدیک هست، مهم است و هرچه از او دور هست، مهم نیست؛ بگویند فرزند ات مریض است مهم است ولی صدها فرزند آن سوی دنیا در حال مردن باشند، مهم نیست. در اینجا دنیا بر مدار فرد اهمیت می یابد و این غیراخلاقی هست. نقطه برابر آن تخیل هست؛ یعنی قدرت خیال فرد به گونه ای باشد که خود را جای دیگری بگذارد؛ این تخیل به حقوق حیوانات هم کمک می کند. سینما با یک کارتون به کودک کمک می کند خود را جای مادر یک فرزند گربه بگذارد. قدرت رمان و بخصوص سینما در ایجاد این تخیل کم نظیر هست. رمان یک سینمای ذهنی است و در ذهن خواننده، با قدرت تخیل او، فیلم ساخته می شود و سینما حس بصری هم می دهد و قدرت تخیل فرد را اوج می برد و می تواند دنیا را لطیف تر کند.

اگر سینما توانست درد کودکی را نشان دهد که زیر بمباران، خانواده اش را از دست می دهد، این حس را ایجاد می کند که بمباران بد و جنگ زشت است و این نتیجه حاصل می شود که تمام فتوحات عالم به گریه یک کودک نمی ارزد.

تاریخ، تاریخ فرمانروایان است و تاریخ دردمندان نیست. ما افتخار می کنیم به دنیا گشایی هایی که می خوانیم. فقط فتح نامه ها را می خوانیم و هیچ وقت متوجه نمی شویم زیر سم اسب این فرمانروای ایرانی یا رومی چه خانواده ها از بین رفته اند. اگر اینها را بدانیم، شاید دیگر هیچ وقت به عنوان نمونه به حمله نادر به هند افتخار نکنیم و حتی سرافکنده شویم.

سینمای ما سه شاخصه «ابزار و امکانات»، «گفتمان» و «تخیل» را دارد که درد انسان را به نمایش گذارد. اگر سینما بتواند به درستی حس یک نفر که داعش زیر گلویش، چاقو گذاشته را انتقال یافته کند، چاقوها، کمتر می بُرند.

دقت کنید که سلاح های دنیا امروز مرگبار تر از گذشته شده است است ولی آیا درصد خشونت در مجموع کم کردن یافته است؟ جهت اینکه کسانی پیدا شده است اند که با مردم بهتر و راحت تر حرف می زنند و سینما و رمان مانع اعمال خشونت ها می شود. در همه تاریخ، شمر هست، امام حسین است که یکی هست. اگر همه، تریبون و دوربین داشته باشند و حرف بزنند، شمرها کنترل می شوند و اینگونه نیست که ما درون خود، شمر نداشته باشیم؛ شما باید همواره شمرِ من را و من، شمرِ شما را کنترل کنم.

واقعیت این است که دیپلماسی عمومی هم به نفع کشور و هم به نفع دنیاست. سینما هر چه می گوید در نهایت به نفع دنیا تمام می شود چون تخیل را تقویت می کند و نتیجه قهری رمان و سینما، تقویت تخیل جهانی است و تقویت تخیل جهانی، تقویت اخلاق است و هر چه زیاد هنر را توسعه دهیم ولو چند جایی هم خراب کند ولی نمودار آن، سیر به سمت بالاست. در مثل است که کسی برسر گور کسی رفت و آیات عذاب را می خواند. شب متوفی به خواب قاری آمد دید متوفی خوشحال هست. قاری گفت من بر تو ایات عذاب را خواندم . متوفی گفت ایات عذاب بود ولی قران بود. تو بر من قران بخوان. شما هم فیلم بسازید. ساخت فیلم به کمک اخلاق می آید.

ما در جامعه جهانی به تقویت تخیل و دور شدن از توهم نیاز داریم و سینما می تواند با تقویت تخیل انسانها، آنها را از توهم دور کند.

واژه های کلیدی: ایران | تاریخ | سینما | ایرانی | سینمای | شبکه های اجتماعی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs